أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

108

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

است كه جويهاى كاريز و چشمه‌هاى آب از آن روان مىشود . [ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ ] و از سنگها بعضى آنست كه شكافته ميگردد و ازو آب بيرون مىآيد چون چشمه‌هاى كوه يا چون سنگ موسى كه در تيه بضرب عصاى موسى عليه السّلام معجزه را ازو دوازده چشمه آب روان مىشد . [ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ ] و از سنگها بعضى آنست كه از كوهها فرو مىآيد از ترس خداى تعالى چون كوهى كه پاره پاره شد عند تجلّى چون سؤال رؤيت رفت بحقيقت يا بر سبيل مجاز يعنى اگر كوه را به آن صلابت و شدّت اگر عقل باشد و ترس خداى بوى رسد بر جاى نماند زايل شود و فرود آيد چنان كه گفت : « لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ » . [ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ] و خداى تعالى غافل نيست از آنچه شما ميكنيد مىبيند و مىشنود و ميداند جزاى هر يكى را بسزا خواهد داد . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 75 ] أَ فَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَ قَدْ كانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ ( 75 ) مورد آيت قطع طمع رسول است و طمع مؤمنان از ايمان ايشان گفت : طمع ميداريد كه ايشان ايمان آرند « 1 » و جماعتى از ايشان آنانند كه كلام خداى مىشنودند و تغيير و تبديل ميكردند پس از آنكه شناخته بودند و معنى فهم كرده و ايشان مى - دانستند كه اين كلام كلام خداى است يا ميدانستند كه ايشانرا نيست تغيير و تبديل كردن و آن جماعت آن هفتاد مردند كه موسى عليه السّلام ايشان را با خود بكوه طور برد تا كلام شنوند و تحريف ايشان آن بود كه چون باز آمدند گفتند : ما شنوديم كلام خداى را و اوامر و نواهى او را و ليكن ما را مخيّر كرد و گفت : اگر خواهيد كنيد و اگر نخواهيد « 2 » مكنيد كه بر شما باكى نيست .

--> ( 1 ) - در بعضى نسخ باضافهء : « و شما را باور بدارند » . ( 2 ) - در نسخهء قديمى : « اگر خواهيد » .